پشت پرده
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 2:56
در این گزارش به بررسی کامل «» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. به چه کار میایند واژه ها وقتی نمی تو...
-
تاریخ: 1401/11/11 ساعت: 3:09
سلام ،چطوری خوبم ...چقدر تلخ و بی روح شده این روزهاواژه ها ، جمله ها و چقدر سخت شدهوقتی می پرسی ،،،چطوری،،بگویم ،،فدای تو ،،مبهم و تاریکسردرگم و سردهم چو نهری یخ زده گوشه ی این واژه ها یخ بسته ام ،،،،،دوباره ،، سر درد و سر گیجه،،،، نوشته شده توسط نیما در ساعت 21:7 | لینک | Adblock test (Why?)
کمی عاشقانه
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:59
مرا امشبxa0هوای توxa0بی خواب کردهسرم روی زانوxa0دلم حیران و سرگردانxa0و خیال مست توxa0مرا امشب ویرانه xa0کردهxa0کجایم در خیالxa0و کجایم در فراقxa0این ندانم های شیرینxa0مرا امشبxa0دیوانه xa0کردهxa0،،،،،،،،،،،،،
برای خواننده ی خاموش
-
تاریخ: 1398/4/6 ساعت: 8:16
نمیدونمxa0xa0xa0کجای یک زنده بودن بی معنی ایستاده امو یا کجای یک زنده بودن ....قدم میزنمxa0نه آسمان دیگر مفهمومی داردxa0و نه زمین مهریxa0گنگ و سردرگمxa0پر از شک های کال و نارس و نامیدxa0در وارونه هایی که خواستن بود و
و تولد ...
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 6:49
با همه تلخی هایت و ناسازگاری هایتxa0 و بی رحمی هایت از ان روزxa0 تا اکنونxa0 من زنده ام هر چند بی رمقxa0 هر چند دل سردxa0 هر چند نا امیدxa0 اما هنوز نفس می کشم xa0و به روزهای کودکی . که نه کودکی بود و xa0جوانی . که نه جوانی بود و امروز . که نه امروز است و فردا هم که ... می خندم تلخ. من به تو اهای دن...
غزل
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 6:49
می زنم به جاده هایی که روزی بوی تو را داشت.. عشق اسمانی ما جرآتی پر از صدا داشتمی زدیم به فال حافظ به امید لطف خواجهخواجه از لطف و کرامت غزلی پر از دعا داشت.xa0پا به پای لحظه ها بود لحظه ترنم عشق.xa0عشق اسمانی ما شاخه ای گل از خدا داشت.xa0حرف حرف دل غزل بود غزلی برنگ مهتابغزل نگاه مستت سبدی گل از وف...
خواب می بینم روز ها مرده ها در کوچه اواز می خوانند
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:56
چقدر غم انگیز است داستان شهری کهxa0 مردمان اش خوابند و چراغ هایش بیدار ! رد پای م را بردار ای افسونگر بی تاب . ای بادxa0 شهر خالی ست از بیداریxa0 از مهربانیxa0 از ادمیxa0 از افسوس !xa0 خواب حاکم کوچه های بی عابر استxa0 چشم بر هم بگذارxa0 بیدار ها می میرند